پرنسس زهراپرنسس زهرا، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
علی عزیزمعلی عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره
محمد قشنگممحمد قشنگم، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره
مامان مهربونممامان مهربونم، تا این لحظه: 41 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره
بابای مهربونمبابای مهربونم، تا این لحظه: 46 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره
وبلاگ زیبای منوبلاگ زیبای من، تا این لحظه: 6 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره
سینا کوچولوسینا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره
کیان کوچولوکیان کوچولو، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره
دانیال کوچولودانیال کوچولو، تا این لحظه: 7 سال و 20 روز سن داره
ساره کوچولوساره کوچولو، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 19 روز سن داره
ساجده (دختر عموم)ساجده (دختر عموم)، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
محدثه (دختر عمه ام)محدثه (دختر عمه ام)، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره
زینب(دختر عمه ام)زینب(دختر عمه ام)، تا این لحظه: 21 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
دوست قشنگم بیتادوست قشنگم بیتا، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره
دوست نازم نرگسدوست نازم نرگس، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره
دوست زیبایم زهرادوست زیبایم زهرا، تا این لحظه: 18 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
دوست مهربونم عارفهدوست مهربونم عارفه، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 26 روز سن داره
دوست باحالم سارادوست باحالم سارا، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
دوست خوبم فائزهدوست خوبم فائزه، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره
حانیه(دختر عموم)حانیه(دختر عموم)، تا این لحظه: 25 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره
فاطمه(دختر عمه ام)فاطمه(دختر عمه ام)، تا این لحظه: 25 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره
دوست مجازیم ستایشدوست مجازیم ستایش، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره
دوست عزیزم حنانهدوست عزیزم حنانه، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

3 تا فرشته کوچولو

دنیایی از خاطرات پرنسس زهرا عاشق بچه ها

ساره جون عشق من

1399/6/5 21:42
نویسنده : پرنسس زهرا
657 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به محمد جونم الان نمیخوام برات بنویسم میخوام از ساره جون دختر خاله ی نازم بنویسم

به نام پروردگار یکتا .... روزی روزگاری من یه دختر خاله ای داشتم (ودارم) که از مامانم 2 سال کوچکتر بود مثل همه که با دختر خاله هاشون بازی میکردند من نمیتونستم بازی کنم چون دختر خاله ام بزرگ بود وقتی من به دنیا اومدم 16 روز دیگه یه پسر به دنیا اورد(یعنی انقدر بزرگ بود)

پسرش احسان 16 روز از من کوچکتر بود و احسان میشد پسر دختر خاله ام.... من دلم یه دختر خاله میخواست ولی نمیتونستم داشته باشم چون خاله هام 2 تاشون از مامانم بزرگتر بودند ولی هنوز امیدی بود چون دختر خاله ام میتونست یه دختر بیاره تا بشه دختر خاله من

وقتی من 8 سالم بود طاهره جون(دختر خاله ام) همزمان با مادرم بچه دار شدند اون یه دختر و ما یه پسر....2 تاشون به دنیا امدند ما محمد داشتیم اونا یه دختر به نام صبا محمد الان 3 سالشه و عشق منه ولی صبا.... در 27 روزگی جانش رو از دست داد....و غم عالم برروی من نشست

خیلیییییییی ناراحت شدم ولی هنوز امید داشتم اره ...امید داشتم 

2 ماه بعد خدا معجزه کرد و طاهره جون دوباره بچه دار شد... اندفعه هم دختر....وای خدا خیلییییییی خوشحال شدم اونا تصمیم گرفتن اسمشو بزارن ساره.... و اینطور شد که ساره جون قصه ما 27 ابان 1397 متولد شد ..... الان ساره جون 1 سال و نیم سن داره و خیلییی دلبر شده

عشق منی ساره با اون لپای خوشگل و موهای لخت و چتری و کوتاهت.....

ساره جون یه شب که اون شب شب یلدا بود خونه خالم دعوت بودیم که ساره اون شب منو خیلی دوست داشت و چند وقت باهام دوست ولی یه مدت که همو ندیدیم و کرونا اومد باهام دوباره رابطه عادی گرفت 

ساره جونم! هر کار کنی هرچی بگی من عاشقتم دختر خاله ی نازم البته تو دختر دختر خالمی و لی مثل یه دختر خاله برای من عزیزم اصلا چرا میگم دختر خاله؟؟ مثل یه خواهر عزیزی دوستت دارم ساره ی خوشگلم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)